مجازیسازی امروز پیشفرض است و برای اکثر سازمانها انتخاب درستی است. ولی «همیشه بهتر است» درست نیست، و چند حالت هست که ارزش تجدیدنظر دارد.
کجا واقعاً بهصرفه است
- سرورهای کمبار متعدد. پنج سرور فیزیکی که هرکدام ۱۰٪ استفاده میشوند، روی یک میزبان جا میشوند. این کلاسیکترین حالت است.
- وقتی به انعطاف نیاز دارید. ساختن سرور جدید در چند دقیقه بهجای چند هفته، ارزشی است که در محاسبهٔ سختافزار دیده نمیشود.
- بازیابی از حادثه. بازگرداندن یک ماشین مجازی روی سختافزار متفاوت، بهمراتب سادهتر از بازیابی فیزیکی است. این معمولاً بزرگترین سود پنهان است.
- محیط آزمون. ساختن و پاککردن محیطهای آزمایشی، بدون مجازیسازی عملاً ممکن نیست.
کجا باید فکر کرد
بار سنگین و پیوسته
سروری که همیشه ۹۰٪ منابع را مصرف میکند، مزیت تجمیع ندارد و سربار لایهٔ مجازیسازی را هم میپردازد. اینجا فیزیکی معمولاً منطقیتر است.
وابستگی به سختافزار خاص
سامانههایی که به قفل سختافزاری، کارت خاص یا زمانبندی دقیق نیاز دارند، در محیط مجازی دردسر میسازند.
وقتی همهچیز روی یک میزبان است
این خطرناکترین حالت است: تجمیع ده سرور روی یک میزبان، ده نقطهٔ شکست را به یک نقطهٔ شکست تبدیل میکند. بدون خوشهبندی یا دستکم یک میزبان یدک، مجازیسازی ریسک را کم نکرده، متمرکز کرده است.
هشدار: اگر بودجه فقط برای یک میزبان است، مزیت واقعی مجازیسازی — تابآوری — را نمیگیرید. در آن حالت، دو سرور فیزیکی گاهی انتخاب مقاومتری است.
هزینههایی که فراموش میشوند
- لایسنس بستر مجازیسازی و پشتیبانی آن
- ذخیرهساز مشترک، اگر خوشهبندی میخواهید
- راهکار پشتیبانگیری سازگار با محیط مجازی
- دانش فنی نگهداری لایهٔ تازه
محاسبهٔ صادقانه، همهٔ اینها را در کنار صرفهجویی برق و فضا میگذارد. در بیشتر موارد نتیجه همچنان به نفع مجازیسازی است — ولی با عدد، نه با فرض.